تو ترحم نکنی پس که ترحم بکندتوتبسم نکنی پس که تبسم بکندپشت هم جرم و خطاهای من بی سرو پاآتش معصیتم را پر هیزم بکندهمه جا بنده تو رفته و ردش کردندعاقبت آمده تا باتو تکلم بکندتونگاهش نکنی بار گناهش اوراآخر انگشت نمای همه مردم بکندخواهش بنده ات این است نخواهی محشردرشلوغی پسر فاطمه را گم بکندبگذارید که ا...
حال مناجاتی ندارم بسکه بد کردمراه خودم راباخدای خویش سد کردمیکسال دنبال خطاهای خودم بودمیک ماه تنها ، زندگی ام را رصد کردم!خیلی برایم موقعیت ها فراهم شدچون دیدم از تو دور خواهم گشت، رد کردمحالا شبیه محتضر در محضرت هستموقتی که سقف بر سرخود را لحد کردمامروز با شرمندگی روبرتو آوردماینبار باور کن که نفس...
شبهای جمعه بوی مناجات می رسد از یک حرم به عرش کرامات می رسد شبهای جمعه رایحه بوی سیب عشق از سمت و سوی قبله حاجات می رسد از برکت حسین حسین است و خیر اشک برمااگر که اینهمه خیرات می رسد شبهای جمعه قلب من
چشم بارانی تو گریه دهد باران راچون غروبی که غم انگیز کند انسان راچارده سالِ تمام است که در زندانیتوفقط زجر کشیدی همه دوران راطعنه و زخم زبان وکتک و اشک فراقسوخت زخم جگر تو جگر زندان راازیهودی سیه دل
تکیه بر منبر تو دادم و بالا رفتمروضه باعث شده تاخانه زهرا رفتمپای من بسته شد از بار گناهان زیاددست و پابسته شدم روضه ات اما رفتماول روضه شبی چای تورا نوشیدمچای نوشیدم و تا عرش معلا رفتممستی حال حسینیه
عمری برای داغ زهرا گریه کردی هرنیمه شب همپای مولا گریه کردی درپای تو خاک بقیع ازاشک گل شد وقتی که گفتی واحسینا گریه کردی اول برای زینب و داغ حسینش بعدش برای دست سقا گریه کردی یکبار دیدی که رباب از
سرسال است بیا کاسه مارا پرکنباهمان دست خودت دست گدارا پرکن بدحسابی مرا پای حسابم ننویسبی حساب این دل من راز تولا پرکن یابن زهرا سرسال است بجای عیدیکاسه ام را فقط از گریه به زهرا پرکن چشمه چشم مرا اول
میلاد, امام علی (ع) جزرسیدن به علی هیچ سرانجامی نیستجزگدایی در فاطمه خوش نامی نیستمرغ باغ ملکوتم به همه می گویمغیر گلدسته ایوان نجف بامی نیستقنبر کوی علی هستم و در طوف نجفمثل عابس به تنم جامه احرامی نی
چشم بارانی تو گریه دهد باران راچون غروبی غم انگیز کند انسان را چارده سال تمام است که در زندانیتوفقط زجر کشیدی همه دوران را طعنه و زخم زبان وکتک و اشک فراقسوخت زخم جگر تو جگر زندان را ازیهودی سیه دل چه